صنایع غذایی و آشامیدنیها از مهمترین و گستردهترین بخشهای تولیدی کشور بهشمار میآیند که به دلیل پیوند مستقیم با بخش کشاورزی و دامپروری و نقش آن در تأمین امنیت غذایی، از جایگاهی راهبردی در اقتصاد ایران برخوردارند. این صنعت در زمره صنایع نسبتاً کاربر و دارای پراکندگی جغرافیایی گسترده محسوب میشود و سهم قابل توجهی در اشتغال صنعتی کشور دارد؛ بهطوریکه بر اساس دادههای موجود، بیش از 420 هزار نفر بهصورت مستقیم در واحدهای صنایع غذایی و آشامیدنیها کشور مشغول به فعالیت هستند (سالنامه آماری مرکز آمار ایران 1402). بر اساس دادههای بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران (1402)، گروه «تولید محصولات غذایی و آشامیدنیها» یکی از بزرگترین زیربخشهای صنعت کشور از نظر تعداد بنگاهها و اشتغال محسوب میشود و در سالهای اخیر سهمی قابل توجه از ارزش افزوده بخش صنعت (سهم 19 درصدی از کل ارزش افزوده صنعتی کشور) را به خود اختصاص داده است.
با این حال، صنایع غذایی حتی پیش از تکانههای اخیر نیز با چالشهای ساختاری جدی مواجه بودهاند. بررسی وضعیت این صنعت نشان میدهد که تولیدکنندگان تحت فشار دوگانه قرار دارند؛ از یکسو، نوسانات فصلی و ارزی در بازار مواد اولیه کشاورزی و نهادههای دامی باعث جهش قابلتوجه بهای تمامشده محصولات شده است (بهگونهای که شاخص قیمت تولیدکننده محصولات کشاورزی در زمستان ۱۴۰۴ به حدود 89 درصد رسیده است) از سوی دیگر، افزایش هزینه بستهبندی محصولات غذایی و آشامیدنیها که در پی کاهش تولید مواد اولیه پتروشیمی حدود 26 درصد (16 درصد در صنایع غذایی و 10 درصد آشامیدنیها) افزایش یافته به رشد قابلتوجه قیمت مصرفکننده خوراکیها و آشامیدنیها منجر شده، بهطوریکه این شاخص در فروردین ۱۴۰۵ به حدود 115 درصد رسیده است (مرکز آمار ایران، 1405). برخلاف سایر صنایع، ماهیت فسادپذیر مواد اولیه در این بخش، تابآوری تولیدکنندگان را در برابر اختلالات لجستیکی و توقف خطوط تولید بهشدت کاهش داده و ریسک ضایعات را به یکی از اصلیترین عوامل کاهش بهرهوری تبدیل کرده است. این وضعیت، در کنار کاهش قدرت خرید عمومی، منجر به تغییر الگوی مصرف جامعه و خروج اجباری بسیاری از واحدهای کوچک و متوسط از چرخه رقابت شده است.
اختلال در تأمین مواد اولیه پتروشیمی و بحران در صنایع غذایی و آشامیدنیها
صنایع غذایی و آشامیدنیها از مهمترین بخشهای پاییندستی در زنجیره تأمین مواد اولیه کشاورزی و شیمیایی بهشمار میآیند. بخش قابلتوجهی از نهادههای مورد استفاده در تولید محصولات غذایی، از جمله افزودنیها، مواد نگهدارنده، طعمدهندهها، روغنهای فرآوریشده و مواد بستهبندی، از طریق صنایع بالادستی نظیر صنایع شیمیایی، پتروشیمی و همچنین تولیدات کشاورزی تأمین میشود. از اینرو هرگونه نوسان در تولید، عرضه یا قیمت این نهادهها میتواند بهطور مستقیم بر هزینه تمامشده محصولات غذایی، تداوم فعالیت واحدهای تولیدی و ثبات عرضه در بازار اثر بگذارد. تمرکز تولید یا تأمین برخی از مهمترین مواد اولیه مورد استفاده در زنجیره تولید صنایع غذایی و آشامیدنیها در تعداد محدودی از تولیدکنندگان یا مجتمعهای صنعتی سبب شده است که هرگونه اختلال در فعالیت این واحدها، به سرعت بر دسترسی تولیدکنندگان مواد غذایی به مواد اولیه و پایداری تولید در این صنعت تأثیرگذار باشد.
بررسی دادههای مربوط به حجم عرضه، قیمت پایه و شاخص درصد رقابت نشان میدهد که پس از برقراری آتشبس، بازار نهادههای اصلی پتروشیمی مورد استفاده در صنایع غذایی و آشامیدنیها با افزایش قابلتوجه رقابت، نوسانات شدید قیمتی و تغییر در الگوی عرضه مواجه شده است؛ موضوعی که میتواند مستقیماً بر هزینه تولید، بستهبندی و قیمت تمامشده محصولات غذایی اثرگذار باشد.
بر اساس بررسیهای این پژوهش، میانگین قیمت پایه پلیاتیلن ترفتالات (PET) بطری، از حدود 144 هزار تومان پیش از اختلال در عرضه، در دوران جنگ رمضان به حدود 219 هزار تومان افزایش یافته و پس از آتشبس در سطح حدود 187 هزار تومان تثبیت شده است. در همین دوره، شاخص رقابت که پیش از بحران حدود 14.6 درصد بود، پس از آتشبس به 93 درصد افزایش یافته که بیانگر شکلگیری تقاضای انباشته، نگرانی نسبت به تداوم تأمین و تشدید رقابت میان خریداران است. این در حالی است که حجم عرضه پس از آتشبس تقریباً به سطح پیش از بحران بازگشته، اما همچنان شدت رقابت بسیار بالا باقی مانده است.
در بازار پلیپروپیلن فیلم، درصد رقابت نیز از 4.3 درصد به 21 درصد، در مورد پلیاتیلن سنگین فیلم نیز درصد رقابت از حدود 1.3 درصد در دوران بحران به 60 درصد پس از آتشبس رسیده است.
در مقابل، پلیاتیلن سبک خطی تنها نهادهای است که پس از آتشبس کاهش قابلتوجه قیمت پایه را تجربه کرده، اما درصد رقابت آن به 124 درصد افزایش یافته است. در مورد پلیاتیلن سبک فیلم و پلیاتیلن سنگین بادی نیز پس از آتشبس با وجود کاهش قیمت پایه نسبت به دوران جنگ، با جهش رقابت از کمتر از یک درصد به حدود 99 درصد مواجه شده است. پلیاتیلن سنگین اکستروژن نیز پس از آتشبس رقابتی معادل 153 درصد را تجربه کرده که بالاترین سطح رقابت در میان نهادههای مورد بررسی است.
بررسی کاربرد محصولات پتروشیمی در صنعت غذا نشان میدهد که وابستگی صنایع غذایی و آشامیدنیها به زنجیره پتروشیمی، عمدتاً در بخش بستهبندی (بین 70 تا 90 درصد) متمرکز است. این موضوع بیانگر آن است که هرگونه اختلال در تأمین این مواد، مستقیماً زنجیره نگهداری، توزیع و عرضه محصولات غذایی را تحت تأثیر قرار میدهد.
7 راهکار پیشنهادی برای کاهش آسیب به صنایع غذایی
تحولات اخیر در بازار نهادههای پتروشیمی نشان میدهد صنایع غذایی و آشامیدنیها با افزایش ریسک در تأمین مواد اولیه بستهبندی و رشد هزینههای تولید روبهرو شده است. افزایش شدید رقابت در بورس کالا برای محصولاتی نظیر PET بطری، پلیاتیلنهای فیلم و بادی و همچنین پلیپروپیلنهای مورد استفاده در بستهبندی، بیانگر آن است که تولیدکنندگان نسبت به تداوم دسترسی به مواد اولیه اطمینان کافی ندارند و تلاش میکنند نیاز آتی خود را پیشاپیش تأمین کنند. این وضعیت، علاوه بر افزایش هزینه خرید مواد اولیه، موجب تشدید بیثباتی در بازار و دشوارتر شدن برنامهریزی تولید شده است.
از سوی دیگر، وابستگی بالای صنایع غذایی به انواع بطری، ظروف پلیمری، لفافها و فیلمهای بستهبندی باعث شده نوسانات بازار پتروشیمی بهسرعت به کل زنجیره تولید و توزیع منتقل شود. افزایش هزینه تأمین این نهادهها، بهویژه برای واحدهای کوچکتر، فشار قابلتوجهی بر نقدینگی و سرمایه در گردش ایجاد کرده و بخشی از بنگاهها را ناچار به کاهش تولید، تغییر ترکیب محصولات یا محدودسازی فروش اعتباری کرده است.
در نتیجه، اولویت بسیاری از فعالان این صنعت در شرایط کنونی، بیش از آنکه توسعه بازار یا افزایش ظرفیت تولید باشد، بر حفظ استمرار فعالیت، تأمین پایدار مواد اولیه و کنترل هزینهها متمرکز شده است. بر اساس بررسی نظرات و پیشنهادهای انجمنها و تشکلهای تخصصی صنایع غذا و آشامیدنیها، مهمترین راهکارهای پیشنهادی برای کاهش آسیبهای واردشده به صنایع غذایی و آشامیدنیها، حول چند محور مشترک قابل جمعبندی است:
1) تسهیل واردات مواد اولیه حیاتی
پیشنهاد میشود واردات مواد اولیه اولویتدار پتروشیمی و اقلام بستهبندی تسهیل شود. بدینمنظور، واردات میتواند بدون منشأ ارز انجام شود تا فرآیند تأمین مواد اولیه تسریع شود.
2) کاهش یا حذف تعرفههای وارداتی
چندین تشکل خواستار کاهش تعرفههای گمرکی در کوتاه مدت بر مواد اولیه وارداتی حیاتی در این صنعت؛ بهویژه برایPET، PP، PE و سایر نهادههای بستهبندی شدهاند با این استدلال که اعمال تعرفه در شرایط فعلی تنها موجب تشدید هزینه تولید و افزایش فشار بر صنایع میشود.
3) اولویتبندی در تخصیص مواد و خارجکردن برخی اقلام از بورس
برخی انجمنها، بهویژه انجمن صنایع فرآوردههای لبنی، بر این نکته تأکید کردهاند که تأمین برخی اقلام حیاتی باید خارج از سازوکار بورس و با اولویتبندی دولتی انجام شود. همچنین پیشنهاد شده است که دولت برای برخی مواد حساس، سیاست فروش با قیمتهای سابق یا با حمایت مستقیم را در دستور کار قرار دهد.
4) محدودسازی یا قطع صادرات برخی اقلام حساس
در بخشی از نظرات، بهخصوص درباره کودهای شیمیایی مانند اوره، پیشنهاد شده است که برای کنترل کمبود و تثبیت بازار داخلی، صادرات برخی مواد برای دوره بحرانی، محدود یا متوقف شود. این پیشنهاد با هدف جلوگیری از افزایش قیمت و حفظ دسترسی صنایع پاییندستی مطرح شده است.
5) مقابله با سودجویی و کنترل قیمتها
در چندین انجمن و سندیکا از قبیل سندیکای صنایع کنسرو ایران، کانون انجمنهای صنایع غذایی ایران، انجمن تولیدکنندگان و صادرکنندگان ماکارونی، انجمن صنایع فرآوردههای لبنی، انجمن تولیدکنندگان ماءالشعیر و مالت و انجمن صنایع گلوکز، نشاسته و مشتقات مشکل اصلی نه فقط کمبود فیزیکی، بلکه افزایش قیمت ناشی از سودجویی و اختلال در بازار نیز عنوان شده است. بنابراین، یکی از پیشنهادهای پرتکرار، مقابله با واسطهگری غیرضروری، کنترل قیمتها و نظارت مؤثر بر بازار است.
6) ایجاد سازوکارهای واسطهای و اتصال مستقیم به تأمینکنندگان
برخی تشکلها پیشنهاد دادهاند که شرکتهای مصرفکننده بتوانند از طریق شرکتهای واسط یا اتصال مستقیم به تولیدکنندگان لفاف و مواد خام، نیاز خود را تأمین کنند. این رویکرد میتواند گلوگاههای توزیع را کاهش داده و دسترسی واحدهای تولیدی به مواد اولیه را تسهیل کند.
7) تأمین پایدار و سریع مواد از مسیرهای حملونقل مناسب
در برخی پیشنهادها، استفاده از مسیر ریلی برای واردات از قزاقستان، چین، ترکیه و نیز تسریع در فرآیندهای حملونقل و ترخیص مطرح شده است. این موضوع بهویژه برای اقلامی که امکان جایگزینی داخلی ندارند، میتواند در کوتاهمدت مؤثر باشد.
بهطور کلی، پیشنهادهای ارائهشده از سوی تشکلها و انجمنهای مرتبط با صنعت غذا نشان میدهد که راهحلهای موردنیاز این بخش، بیشتر در حوزه تسهیل تأمین، کنترل سوداگری و قیمتگذاری دلبخواه، کاهش موانع واردات، مدیریت ارزی و تنظیمگری بازار متمرکز است. از اینرو، سیاستگذاری مؤثر در این حوزه باید با اولویت دادن به مواد اولیه حیاتی، کاهش هزینههای تأمین، و جلوگیری از اختلال در زنجیره تولید دنبال شود.