منطق تصمیم‌سازی در دولت دونالد ترامپ

گزارش «منطق تصمیم‌سازی در دولت دونالد ترامپ» که از سوی مرکز پژوهش‌های اتاق ایران منتشر شده، نشان می‌دهد که فهم سیاست‌های دولت ترامپ بیش از آنکه به تحلیل شخصیت سیاسی او یا تصمیم‌های موردی محدود باشد، به شناخت منطق حاکم بر فرآیند تصمیم‌سازی در این دولت وابسته است.
تاریخ: 18 مرداد 1405
شناسه: 134

گزارش «منطق تصمیم‌سازی در دولت دونالد ترامپ» که از سوی مرکز پژوهش‌های اتاق ایران منتشر شده، نشان می‌دهد که فهم سیاست‌های دولت ترامپ بیش از آنکه به تحلیل شخصیت سیاسی او یا تصمیم‌های موردی محدود باشد، به شناخت منطق حاکم بر فرآیند تصمیم‌سازی در این دولت وابسته است. این گزارش به قلم قاسم منفرد و با تاریخ انتشار مرداد ۱۴۰۵، تلاش می‌کند ابعاد نهادی، سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی الگوی حکمرانی ترامپ را بررسی کند.

بر اساس یافته‌های این پژوهش، «ترامپیسم» را می‌توان الگویی از حکمرانی دانست که در آن رهبری شخص‌محور، تمرکز قدرت اجرایی، وفاداری سیاسی، شبکه‌های سیاست‌گذاری محافظه‌کار و ملی‌گرایی اقتصادی با رویکرد ژئواکونومیک در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. در چنین ساختاری، تصمیم‌گیری از مسیرهای متعارف بوروکراتیک فاصله گرفته و بر سرعت عمل، کنترل مستقیم، روابط شخصی و استفاده از اهرم‌های فشار تأکید بیشتری دارد.

گزارش تأکید می‌کند که اهمیت دولت ترامپ صرفاً در اقداماتی مانند خروج از توافق‌ها، فشار بر متحدان، سیاست‌های مهاجرتی، جنگ‌های تعرفه‌ای یا رقابت با چین خلاصه نمی‌شود؛ بلکه اهمیت اصلی آن در شکل‌گیری الگویی است که سیاست خارجی، امنیت ملی و اقتصاد سیاسی را در چارچوبی واحد و ژئواکونومیک به هم پیوند می‌دهد.

بر این اساس، ترامپ را نمی‌توان صرفاً یک رئیس‌جمهور انزواگرا توصیف کرد. گزارش، رویکرد او را نوعی هژمونیک‌گرایی معامله‌محور می‌داند؛ رویکردی که در آن آمریکا همچنان به دنبال حفظ جایگاه برتر خود در نظام بین‌الملل است، اما تمایل ندارد هزینه‌های سنتی رهبری لیبرال پس از جنگ جهانی دوم را مانند گذشته متحمل شود. در این چارچوب، تعهدات امنیتی، توافق‌های تجاری، اتحادها و نقش نهادهای بین‌المللی بر اساس میزان سود مستقیم برای آمریکا، سهم دیگر کشورها در پرداخت هزینه‌ها و الزامات رقابت ژئوپلیتیکی بازتعریف می‌شوند.

یکی از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر تصمیم‌سازی در دولت ترامپ، سبک شخصی و شناختی رئیس‌جمهور عنوان شده است. در این نگاه، روابط بین‌الملل بیشتر بر اساس مفاهیمی مانند رقابت، معامله، هزینه، سهم‌بری، وفاداری و قدرت چانه‌زنی ارزیابی می‌شود. در نتیجه، ابزارهایی همچون تعرفه، کنترل فناوری و فشار بر متحدان، علاوه بر کارکرد اقتصادی و سیاسی، به ابزارهایی برای چانه‌زنی و امتیازگیری تبدیل می‌شوند.

عامل مهم دیگر، تمرکز قدرت در قوه اجرایی و کاخ سفید است. گزارش نشان می‌دهد که در دولت ترامپ، در مواردی مسیرهای سنتی بوروکراتیک و بین‌نهادی با تصمیم‌های مستقیم، فرمان‌های اجرایی، نمایندگان ویژه و حلقه نزدیک به رئیس‌جمهور جایگزین می‌شوند. در این میان، وفاداری سیاسی نیز به یکی از معیارهای مهم برای مدیریت و اجرای سیاست‌ها تبدیل شده است.

این پژوهش همچنین نقش شبکه گسترده‌ای از مؤسسات پژوهشی، اتاق‌های فکر، گروه‌های حقوقی، فعالان رسانه‌ای، سرمایه‌گذاران محافظه‌کار و نیروهای اداری همسو را در دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ برجسته می‌کند. به اعتقاد گزارش، این شبکه‌ها به تبدیل شعار «اول آمریکا» به یک دستورکار اجرایی منسجم کمک کرده‌اند.

از سوی دیگر، ملی‌گرایی اقتصادی و ژئواکونومی جایگاه ویژه‌ای در این الگو دارد. تجارت، انرژی، فناوری، مواد معدنی، زنجیره‌های تأمین، دارو، سرمایه‌گذاری و کنترل صادرات، همگی به بخشی از رقابت قدرت‌های بزرگ تبدیل شده‌اند. در این چارچوب، تعرفه تنها یک ابزار اقتصادی نیست، بلکه می‌تواند برای تهدید، چانه‌زنی و تغییر رفتار طرف مقابل مورد استفاده قرار گیرد.

گزارش در نهایت با مقایسه دوره اول و دوم ریاست‌جمهوری ترامپ، از گذار ترامپیسم از مرحله شکل‌گیری به مرحله سازمان‌یافتگی و نهادی‌شدن سخن می‌گوید. بر اساس این تحلیل، در دوره دوم، شبکه‌های محافظه‌کار آماده‌تر، فرمان‌محوری گسترده‌تر، اصلاح نظام اداری جدی‌تر و دستورکار ژئواکونومیک منسجم‌تر شده است؛ بنابراین، برای درک سیاست‌های دولت ترامپ، توجه به ساختار و منطق تصمیم‌سازی آن در کنار مواضع شخص رئیس‌جمهور اهمیت فزاینده‌ای دارد.

 

>> دانلود نسخه PDF گزارش منطق تصمیم‌سازی در دولت دونالد ترامپ